نویسنده: استاد طاهر زاده
حجم کتاب: 230 KB
2- مطالب کتاب براي خود ما مفيد بود و به واقع پنجره تازهاي بر روي ما گشود تا به جاي پاي گذاردن در جادههاي تکراري و خستهکننده، با راههاي فتحناشده و بِکر و روحافزا روبهرو شويم و به سوي وطني که فوق اين وطنهاي معمولي است قدم برداريم، در خود وطن بگيريم و به اَمنترين وطن، يعني در آغوش خدا سير کنيم و خود را از همة هراسها آزاد نماييم و خدا را ميهمان دلهاي خود گردانيم و به وسعت نور الهي وسعت يابيم، و در آن حال ما باشيم و خدا و هرچه را ميخواهيم و هرکه را ميجوييم آنجا بيابيم، زيرا هرکس خود را نشناخت و از خود رانده شد، بيخود نشد، بلکه بيخدا شد، و بيخدايي اوج بيخودي و بيثمري است. آيا معني بيپناهي جز اين است؟ پس هرگز نميشود از خدا گريخت، جاي ديگري نيست، با خودبودن و با خدابودن عشق است و ديگر هيچ، در شوق به سوي حق اگر جان نسپاري، جانت را ميستانند.




