عضویت در خبرنامه
برای اطلاع از به روز شدن سایت و دریافت کتاب های جدید در خبرنامه عضو شوید .
  • ایمیل :
  • کد امنیتی زیر را وارد کنید :
  • کد امنیتی
  • تبلیغات


    سایت را در گوگل محبوب کنید


    لینک به ما

    با قرار دادن کد زیر در سایت و یا وبلاگ خود از سایت کتابخانه مجازی موبایل حمایت کنید.



     
    خوراک RSS سایت

    خوراک چیست

    خوراک مطالب سایت



      
    کمک به هم کتاب

    اگر از کاربرهای پرو پاقرص هم کتاب باشید، حتما متوجه شدید که تا به حال چندین بار قول ارتقا سایت و بهبود را داده ایم. اما هر بار این برنامه ها با مشکلاتی روبرو شد وبرنامه ارتقا متوقف شد.

    اما اینبار مصمم هستیم تا متعهدانه با حمایت شما، هم کتاب را به بهترین ارتقا دهیم ...

    اهدافی که برای سایت هم کتاب در نظر گرفته شده است :

    1-      قابلیت ثبت نام در سایت و بهره مندی از امکانات جدید

    2-      بهبود خبرنامه

    3-      رفع مشکل دانلود

    4-      بهبود گرافیک

    5-      امتیاز دهی به کاربران و ارسال کنندگان کتاب

    6-      ارایه کتاب ها به فرمت های مختلف

    7-      قابلیت فروش کتاب های کاربران

    8-      بهبود سایت در موتور های جستجو

    9-      بهبود دسته بندی کتاب ها

    10-   ارایه امکانات جدید به سایت همانند کتاب های برتر ، جدیدترین ها ....

    11-  بهبود جستجو

    ...

    برای این موارد حمایت شما عزیزان که در درجه اول صاحبان و در درجه دوم کاربران هم کتاب می باشید را خواستاریم که با کمک مالی خود، امکان ارتقا سایت را فراهم کنیم ...

    اگر تمایل به همکاری با هم کتاب دارید اینجا را کلیک کنید 

    شماره حساب  0205704068006 بانک صادرات به نام کمال میرحسینی

    شماره کارت 6037691146772439 به نام کمال میرحسینی

    پرداخت 1000 تومان از طریق زرین پال

    ------------------------------

    پرداخت 10000 تومان از طریق زرین پال

    ------------------------------

    پرداخت 100000 تومان از طریق زرین پال  













    رمان - غروب تماشایی
    ارسال کننده: مهیار علیخانی  |  تاریخ ارسال: 1390 / 06 / 23
    نویسنده: نینا رها

    حجم کتاب: 579 KB

    از موقعی که یادم میاد من تو خونه ی عمه ام بزرگ شدم . عمه ی من ۴تا فرزند داشت که بزرگترین آنها محمد رضا است که صاحب ۲ فرزند به نامهای نسترن و نیما است . پسر دومی عمه بردیا یک روز قبل از اینکه من بدنیا بیام در سن ۱۱سالگی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت .شقایق و شبنم۲دختر ۲قلو عمه که۳سال از من بزرگتر بودن تو خانهٔ خیلی زیبای عمه که در شمال شهر تهران واقع بود زندگی میکردیم .شوهرعمه من که ۶ سال پیش بر اثر بیماری قلبی فوت کرد. از اون زمان محمد رضا در کنار ما در خانهٔ عمه سکونت کرد -النا ,النا ,دختر چقدر میخوابی پاشو شب شد دیگه الان که همهٔ مهمون ها بیان . این صدای شبنم بود که طبق معمول مثل ساعت کوکی همه رو بیدار میکرد .با این که خیلی خوابم میامد ولی بلند شدم لباسامو مرتب کردم و رفتم پائین ....

  • همکاری با همکتاب

    لینک ثابت  |  نظرات [2 نظر]   |   تعداد دانلود: 7279

  •  
    © تمامی حقوق برای سایت کتابخانه مجازی موبایل محفوظ است.