نویسنده: استفنی مایر
مترجم: یاسمین جهانبخش
حجم کتاب: 263 KB
این زمانی از روز بود که آرزو می کردم اي کاش می شد بخوابم . دبیرستان . یا شاید برزخ براي آن اسم مناسب تري بود . اگر راهی وجود داشت که با آن می شد براي گناهانم مجازات شوم ، همین بود. یکنواختی چیزي نبود که بتوانم به آن عادت کنم . هر روزي که می گذشت به طور ناباورانه اي خسته کننده تر از روز قبل بود. به ترك خوردگی گوشه ي دیوار کافه تریا خیره شده بودم و در آن نقش هایی را تصور می کردم که وجود نداشت . این راهی بود که با آن می توانستم صداهایی را که مانند جریان آب در سرم می پیچید را ساکت کنم...ساخته شده با پرنیان




